بررسی انواع مرگ در شاهنامه فردوسی و حماسه سرود رولان
DOI:
https://doi.org/10.31918/twejer.2032.18کلمات کلیدی:
سرود رولان، شاهنامه، حماسه، مرگچکیده
یکی از انواع ادبی که می توان انعکاس انديشه های هر قوم و ملتی را در آن مشاهده نمود، حماسه یا داستانهاى حماسى و پهلوانی به جا مانده از آن است. روايتهایی كه به بیان ایثار و دلیری ها ، چگونگی كشتارها يا مرگ پهلوانان و شخصیت های درون آن داستانها می پردازد.
شاهنامه و سرود رولان آثاری هستند پر از شخصیت های مثبت و منفی ، جنگ ها و حوادث مختلف و عواطف و احساسات انسانی.
گاه یک حسدورزی مقدمات مرگ یک انسان یا جنگ آتشین میان دو کشور را رقم می زند و گاه وطن دوستی راه را بر جنگ ها می بندد. خیر و شر با هم در جدال مداوم هستند.
در شاهنامه و سرود رولان بی پرده با همه وجوه زندگی انسانی روبه رو می شویم. با بخل و کینه، حسد، برتری جویی و جنگ خواهی، عشق و نفرت، وطن پرستی و خیانت، نخوت و غرور و مرگ. همه و همه بخشی از بخشهای این دو اثر بزرگ و جاودان را به خود اختصاص داده اند.
زندگی تا حدی در این دو کتاب جاری است که نه می توان آنها را داستان شاهان دانست و نه یک روایت ساده که با زبان حماسی بیان می شود. اگر کمی دقت کنیم، می بینیم می شود شاهنامه و سرود رولان را کتابهای زندگی دانست. کتابهایی که همه اتفاقات زندگی را به شکلی در خود جای داده اند.